X
تبلیغات
m2eng

m2eng

پایگاه مهندسین عاشق

احساس

http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/10557_230694183726714_974489388_n.jpg

نیم ساعت پیش ،
خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ،
آواز که خواند تازه فهمیدم ،
...
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام !


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/148895_231735230289276_1071112596_n.jpg

آدم برفی هم که باشی

دلت میخواهد کسی در آغوشت بگیرد،

دلت میخواهد یک نفر کنارت باشد،

تا گرمت کند ، تا آرامت کند.

مهم نیست آب شدن... ،نیست شدن...

مهم آن آرامش است

حتی برای چند لحظه...!


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/156290_497823170241292_1737953678_n.jpg

یکی زیر ...
یکی رو ...!
زیباترین بافتنی دنیاست دست هایمان ...


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/229221_497840146906261_957315597_n.jpg

وقتی نزدیکی
یک بار از دست می دهی ،
وقتی دوری
هزار بار...


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/295176_492586207431655_1436913420_n.jpg

از تمامـ دنیا
یکـ صبحـ سرد
یکـ چایــ داغـ
و یکـ صبحـ بخیر تو
برایمـ کافیــــــ ستـ . . .


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/299400_498814370142172_1562286726_n.jpg

به کدامین دلتنگی خندیدیم که اینگونه دلتنگیم ؟؟؟


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/301188_497548263602116_941574337_n.jpg

گاهی باید بغضت را بخوری و اشکت را تف کنی
که مبادا دل کسی بلرزد
حتی در تنهایی خودت هم حق اشک ریختن نداری
چرا که قرمزی چشماهیت ، دل می شکند...

آری
کوه بودن به سنگ بودن نیست...!!!


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/303950_491504074206535_2141927149_n.jpg

بانو..!
اگر گریه نمیکنم
فکر نکن از سنگم !!
من مَردم
قدم زدنم از گریه کردنم دردناک تر است...!!


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/375809_420727041326997_767045385_n.jpg


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/384219_231735670289232_2121164407_n.jpg

چقدر خوبه که بدونی یکی یه جایی داره
یه آهنگی رو فقط به یاد تو گوش میده . . .


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/421291_494037680619841_2015351741_n.jpg

سخت است
ببـازی همــه ی احساس پــاکت را
و بعد بهت بگه
عادت بود
دوستت نداشتم.....!


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/47114_231734700289329_752251497_n.jpg

بالش خودم را ترجیح میدهم ..
شانه هایت مانند بالشت مسافر خانه است ..
خوب میدانم ..
سر های زیادی را تکیه گاه است ...


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/482976_493406260682983_824635102_n.jpg

آمدی بشنوی بمانی
آمدی شنیدی، رفتی!
حالا سال‌هاست دیگر
کسی از لب‌هام نشنیدَه‌ست: "دوستت دارم"


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/523493_491901067500169_350253403_n.jpg

گنجشک میخندید...

به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم

من گریستم به اینکه حتی او هم.....

محبت مرا از سادگیم میپندارد...


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/527550_417602148306153_1336033886_n.jpg


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/543362_505642539459355_784464164_n.jpg

سه حرفی که همیشه تنهایی ات را پر می کند
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
" خدا "


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/545394_417597744973260_896947150_n.jpg


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/548504_494213583935584_1801976554_n.jpg

یه تنهایــــــی یه خلــــــوت،یه سایبون یه نیمکت

می‌خوام تنهای تنها باشم دور از جمـــــــــــاعت


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/552729_232779620184837_808289256_n.jpg

دل آدما،

شیشه نیست که روی آن ” هــــــا ” کنیم

بعد با انگـــشت قــــلب بکشیم و

وایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم و کیـــــف کنیم !!!

رو شیشه نـــازک دل آدمـــا اگـــه قلبـــــــــی کشیدی

باید مــــــــردونه پـــــــاش وایســــتی …


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/556276_233260553470077_1055229686_n.jpg

از عجایـب عشق همیــــــــن است :
تَنها همـــــــان آغوشـــــی آرامَت می کند , که دلت را به درد می آورد ..


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/560472_418370728229295_488991877_n.jpg


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/561145_498720170151592_1175920699_n.jpg

سردشه :*


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/576912_236305069832292_55940299_n.jpg

امان از اين "دست ها"
امروز "دستانت" را مي گيرند
با "دستهايشان" نوازشت مي كنند
فردا همان "دست ها " را برايت تكان مي دهند
واين يعني خداحافظ


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/581477_417980651601636_1308987688_n.jpg

پدر دوستت دارم . . .


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/644125_498110800212529_544348956_n.jpg

گفت جبران میکنم،
گفتم کدام را؟ عمر رفته را؟ روی شکسته را؟ دل مرده اما تپیده را؟
حالا من هیچ؛
جواب این تار موهای سفید را میدهی؟
نگاهی به سرم کرد و گفت چه پیر شده ای؟
گفتم جبران میکنی؟ گفت کدامش را...


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/76276_419663908099977_1147660175_n.jpg

باران ...


http://up07.persianfun.info/img/91/7/Namayeshe%20Ehsas%202/tumblr_m9jp8iWPTW1rzw5ydo1_1280.png

ســــخـــت اســـت وقتـــي از شـــدت بـــغـــض
گـــلـــو درد بگـــيري
و هـــمـــه بگـــويـــند
لبـــاس گـــرم بـــپـــوش !!!

 و........


برچسب‌ها: نمایش احساس با عکس, عکسهای عشقانه, عکسهای زیبا و رویایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

تشکر کمترین واژه واسه بعضی از مهربونیاس

 

 

متشکرم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

جعبه ها

 
در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.
از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.
پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریز
 
 
و
 
عکس های منتخب احساسی رمانتیک ۳ 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

هرگز کسی را قضاوت نکنيد

 
 
 

http://www.activegarage.com/wordpress/wp-content/uploads/changingourworld1.jpg

پس از رسيدن يک تماس تلفنی برای يک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بيمارستا...ن شد ,,, او پس از اينکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهايش را عوض کرد و مستقيم وارد بخش جراحی شد ,,,

او پدر پسر را ديد که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض ديدن دکتر، پدر داد زد: چرا اينقدر طول کشيد تا بيايی؟ مگر نميدانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئوليت نداری؟

پزشک لبخندی زد و گفت: "متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دريافت تماس تلفنی، هرچه سريعتر خودم را رساندم ,,, و اکنون، اميدوارم شما آرام باشيد تا من بتوانم کارم را انجام دهم ,,,

پدر با عصبانيت گفت:"آرام باشم؟! اگر پسر خودت همين حالا توی همين اتاق بود آيا تو ميتوانستی آرام بگيری؟ اگر پسر خودت همين حالا ميمرد چکار ميکردی؟
پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: "من جوابی را که در کتاب مقدس انجيل گفته شده ميگويم" از خاک آمده ايم و به خاک باز می گرديم ,,, شفادهنده يکی از اسمهای خداوند است ,,, پزشک نميتواند عمر را افزايش دهد ,,, برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ,,, ما بهترين کارمان را انجام می دهيم به لطف و منت خدا ,,,

پدر زمزمه کرد: (نصيحت کردن ديگران وقتی خودمان در شرايط آنان نيستيم آسان است ),,,

عمل جراحی چند ساعت طول کشيد و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بيرون آمد ,,, خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد ,,,

و بدون اينکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حاليکه بيمارستان را ترک می کرد گفت : اگر شما سؤالی داريد، از پرستار بپرسيد ,,,

پدر با ديدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک ديد گفت: "چرا او اينقدر متکبر است؟ نمی توانست چند دقيقه صبر کند تا من در مورد وضعيت پسرم ازش سؤال کنم؟
پرستار درحاليکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش ديروز در يک حادثه ی رانندگی مرد ,,, وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتيم، او در مراسم تدفين بود ,,, و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد ,,, او با عجله اينجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند."

هرگز کسی را قضاوت نکنيد چون شما هرگز نميدانيد زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان ميگذرد يا آنان در چه شرايطی هستند

 

و....

تصاویـری از رومانتیـک ترین رستـوران های دنیـا



برچسب‌ها: قضاوت, رومانتیـک ترین رستـوران ها
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

چرخ زندگی تان خوب می چرخد یا بد؟ آرام است یا تند؟


آیا چرخ زندگی من خوب می چرخد ؟ این سئوالی است که هر چند یک بار از خود پرسیده ایم یا شاید سئوالی باشد که از یکدیگر می پرسیم اما شاید سوال مهم تر این است که چه عواملی را باید در جواب دادن به این سئوال مدنظر داشت .این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می پردازد.

الگوی چرخ زندگی

الگوی چرخ زندگی به دایره ای که به ۸ قسمت مساوی تقسیم شده است اتلاق می شود که که هر یک از این قسمت ها به بررسی یک بعد از زندگی می پردازد . مطابق شکل کار و درآمد مالی ، سلامتی، تفریح و سرگرمی ، عشق، خانواده ، یادگیری و رشد ، معنویّت ، دوستان و ارتباطات قسمت های مختلف این دایره را تشکیل می دهند.

شما به هر قسمت از زندگی تان پس از بررسی نمره ۰ نا ۱۰ را می دهید و سپس خانه های مربوط به آن را متناسب با نمره نقطه گذاری می نمایید ، پس از اتصال نقطه ها به هم چرخ زندگی خود را به دست خواهید آورد.مثلاً تصویر زیر چرخ زندگی فردی است که از لحاط مالی و رشد و یادگیری و خانواده موقعیت مناسبی دارد ولی از نظر خانواده ، عشق ، تفریح و دیگر موارد شرایط مناسبی ندارد پس خوب نچرخیدن چرخ زندگیش و نداشتن آرامش آن محتمل به نظر می رسد.

برای بررسی هر یک از موارد می توانید از سولات زیر کمک بگیرید

کار و درآمد مالی

در آمد سالیانه شما چقدر است؟ کجا زندگی می کنید؟ چقدر پول نقد دارید؟ دارایی شما چقدر است؟ اگر بخواهید به سطح مالی زندگی خود نمره دهید از ۱۰ چه نمره ای می دهید؟ آیا از شغل خود راضی هستید ؟ درآمد تان خوب است؟ چقدر جای رشد و ترقّی در شغل شما وجود دارد؟ همکاران و مشتریان شما چه کسانی هستند؟

سلامتی

آیا به بیماری مبتلا هستید؟ ورزش می کنید؟ احساس می کنید چقدر زنده می مانید؟ بدنتان را هر چند وقت چک می کنید؟ روزانه غذای خوب و میزان آب مناسب مصرف می کنید؟

خانواده

آیا می توانید به خانواده خود تکیه کنید؟ چند ساعت از روز با خانواده می گذرانید؟ آیا با آنها خود به تفریح می روید؟ برای در کنار آنها بودن مشتاقید؟ آیا به خانواده خود افتخار می کنید؟

عشق و ازدواج

از ازدواج خود راضی هستید؟ در زندگی مشترک چقدر احساس یکنواختی می کنید؟ آیا ازدواج را به عنوان نقطه درخشان و آرامش بخش در زندگی می دانید ؟ آیا کسی را دارید تا به او عشق بورزید ؟ آیا کسی عاشق شماست؟

یادگیری و رشد

آیا همیشه در حال یادگیری هستید؟ به طور متوسط در ماه چه تعداد کتاب می خوانید؟ آیا به جای خواندن کتاب زیاد تلویزیون می بینید؟ (تحقیق ها نشان می دهد که مردم به صورت متوسط روزی ۶ ساعت تلویزیون می بینند یعنی چیزی حدود یک چهارم عمرشان) آیا در زمینه علم کاری خود به روز هستید؟ آیا در حال یادگیری زبان جدید هستید؟

معنویت

چه قدر حضور خدا را در زندگی خود حس می کنید؟ چقدر به دیگران کمک می کنید ؟ آیا انسان دوستید؟ آیا همدرد دیگرانید؟

دوستان

چه تعداد دوست صمیمی دارید؟ آیا در مواقع غم دوستانی دارید؟ دوستان شما چه کسانی هستند؟ آیا در داشتن دوست تنهایید؟ چقدر از با دوستانتان بودن لذت می برید؟

تفریح و سرگرمی

چه میزان از وقتتان را به عنوان وقت آزاد و سرگرمی اختصاص می دهید ؟ تعطیلات را چگونه می گذرانید؟ به کجاها سفر کرده اید؟ برای اینکه سرگرم و شاد باشید چه کارهایی می کنید؟

نکاتی در ارتباط با چرخ زندگی که گفتن آن لازم می باشد .

۱ – متناسب بودن قسمت های مختلف چرخ زندگی به اندازه کامل بودن هر قسمت اهمیت دارد ، به بیان بهتر تناسب رشد بین قسمت های مختلف زندگی هر فرد باعث زندگی نرمال تر آن می شود.

۲ – در بررسی هر قسمت می توان به موارد میزان امنیت ، رضایتمندی ، میزان انرژی دریافتی ، موفقّیت و شکست ها و از این قبیل توجه داشت.

۳ – می توان برنامه ریزی زندگی را (کوتاه مدت یا بلند مدت ) بر اساس چرخ زندگی انجام داد.

۴ – گاهی می توان برای مدتی معّین روی قسمتی خاص از زندگی متمرکز شد . مثلا اگر قرار است برای آزمون خاصی آماده شوید بهتر است برای قسمت یادگیری و رشد وقت بیشتری را بگذارید.

۵ – میزان سوالاتی که برای یک قسمت از زندگی به کار می رود کاملاً به موقعیت اجتماعی ، فرهنگی ، خانوادگی و…. بستگی دارد مثلا ممکن است برای افراد با درآمد مالی مختلف ، نمره ۸ معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد یعنی فردی با درآمد ۶۰۰ هزار تومان این نمره را برای خود قائل شود ولی فرد دیگری با درآمد ۶ میلیون تومان به خود نمره ای کمتر از این را بدهد.

 

گفتـگوهای کـودکـانه با خـدا

از دستش ندین.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط مهدی  |